• مسابقه کتابخوانی هشت بهشت «نامیرا» برگزیدگانش را شناخت

    سومین مسابقه کتابخوانی «هشت بهشت» از دومین سال برگزاری آن با موضوع کتاب «نامیرا» برگزیدگانش را شناخت. به گزارش معاونت فرهنگی سازمان جهاد دانشگاهی تهران، این مسابقه که به‌صورت مجازی از طریق سایت باشگاه کتابخوانی دانشجویان ایران به نشانی BookRc.ir برگزار شد، 9…
  • گفت‌وگو با «بهنام باقری» نویسنده کتاب «سلول‌های بهاری»

    برنامه‌ای برای ساختن بهاروندها نداریم/پیشرفت رویان چگونه روایت شد باید ده‌ها بهاروند معرفی بکنیم تا بگوییم ساخت ایران نیازمند داشتن ده‌ها بهاروند هست وقتی این افراد مطرح شدند جمهوری اسلامی به مرحله‌ای می‌رسد که خودش الگوسازی کند اما الان برنامه‌ای نداریم. به…
  • سرانه مطالعه هر ایرانی روزانه ۱۶ دقیقه و ۳۲ ثانیه اعلام شد

    سرانه مطالعه ایرانیهای ۱۵ ساله و بیشتر در روز حدود ۱۶ دقیقه و ۳۲ ثانیه است. به گزارش معاونت فرهنگی سازمان جهاد دانشگاهی تهران به نقل از ایسنا، طرح آمارگیری از فرهنگ رفتاری خانوار از طرحهای آماری جدید مرکز آمار ایران است که با هدف شناخت فعالیتها و رفتارهای…
  • کتاب «سلول‌های بهاری» برای مسابقه کتابخوانی «هشت بهشت» معرفی شد

    کتاب «سلول‌های بهاری» خاطرات تولید و توسعه سلول‌های بنیادی به روایت دکتر «حسین بهاروند» پدر علم سلول‌های بنیادی ایران و به قلم «بهنام باقری» برای چهارمین آزمون مسابقه کتابخوانی «هشت بهشت» در دومین سال برگزاری به دانشجویان کشور معرفی شد. به گزارش معاونت…
  • درنگی در نجف: سفرنامه خادم و زائر اربعین حسینی

    ناشر : مرکز مطالعات پژوهشی 27 بعثت (نشر 27)نویسنده : جواد کلاته عربیتعداد صفحات : ۲۰۸ معرفی : نگارنده در سرفصل هایی مانند «پیش از آغاز»، «وقتی برای تفکر»، «دیوانه ها آدم به آدم فرق دارند»، «لباس نوکری»، «در خانه مولا»، «اینجا کربلاست»، «صبحی در چای خانه» سفر…
  • نمایشگاه کتاب هفته دفاع مقدس به‌مناسبت هفته دفاع مقدس از ۳۱ شهریور تا ۷ مهر ماه در ۲۰۰…
  • دانشجوی گرامی به دومین دوره مسابقات کتابخوانی هشت بهشت خوش آمدید! آزمون در روز 26…
  • معاونت فرهنگی سازمان جهاد دانشگاهی تهران آزمون مجازی رمان عاشورایی نامیرا ویژه سومین…
  • نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور یازدهمین جشنواره کتابخوانی رضوی را برگزار می‌کند. به گزارش…
  • . کتاب «اسرار سلیمانی»، مقالات جمعی از صاحب‌نظران درباره شخصیت سردار شهید حاج قاسم…

شورای مسابقه کتابخوانی هشت بهشت کتاب «خط مقدم» را با موضوع پدر موشکی ایران برای چهارمین آزمون از مجموعه مسابقات دانشجویی کتابخوانی «هشت بهشت» انتخاب کرده است.

معرفی کتاب خط مقدم

در کتاب خط مقدم، نوشته فائضه غفار حدادی و محمدحسین پیکانی روایتی داستانی و مستند از تشکیل یگان موشکی ایران با محوریت زندگی شهید حسن طهرانی مقدم می‌خوانید. این کتاب در  هفدهمین دورهٔ انتخاب بهترین کتاب دفاع‌مقدس، برگزیده شده است.

در این کتاب که نگارش آن بیش از یک سال طول کشیده است، مراحل تشکیل یگان موشکی ایران را از نقطه مبدا تا تشکیل خط‌های متعدد آن در جای‌جای ایران و منطقه خواهید خواند.

 

درباره کتاب خط مقدم 

شهید حسن طهرانی مقدم یکی از فرماندهان سپاه پاسداران بود که در جنگ ایران و عراق وظایف مهمی را بر عهده داشت. او در سال ۱۳۹۰ بر اثر انفجار زاغه مهمات در پادگان مدرس از دنیا رفت. در این کتاب فائضه حداد مجموعه‌ای از مصاحبه‌ها و اسناد مختلف را جمع‌آوری کرده تا برشی از زندگی شهید طهرانی مقدم را روایت کند. در این روایت مجموعه اقدامات حسن طهرانی مقدم در سال‌های ۶۳ تا ۶۵ برای تشکیل یگان موشکی را می‌خوانیم. 

 

 خواندن کتاب خط مقدم را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

علاقه‌مندان به کتاب‌های حوزه دفاع مقدس و تاریخ جنگ را به خواندن این کتاب دعوت می‌کنیم.

 

 بخشی از کتاب خط مقدم

جمعه جشن تشرین بود. داخل چمن زردشدهٔ زمین فوتبال یک زمین والیبال درست کرده بودند و صندلی‌هایی که در چندین ردیف دورش چیده بودند، از افراد گروهان‌ها و گردآان‌های تیپ ۱۵۵ و ۱۵۶ موشکی سوریه پر شده بود. جایگاه عریض و طویلی هم در قسمت بالای زمین برای سخنرانی درست کرده بودند که با گل‌های مصنوعی و عکس حافظ اسد و پرچم سوریه تزیین شده بود. پشت تریبون سخنران، یک ردیف مبل چیده شده بود که جایگاه فرماندهان بود. یک ردیف صندلی هم در پشت ردیف مبل گذاشته بودند که مخصوص مهمانان ویژه بود. حسن‌آقا بر روی یکی از مبل‌های ردیف اول مابین سرتیپ ترکی و سرلشکر عبدالقادر نشسته بود. بچه‌ها هم روی صندلی‌های ردیف دوم بودند. فرمانده یکی از گردان‌های موشکی پشت تریبون گزارش می‌داد. حسن‌آقا کم‌وبیش بعضی کلمه‌ها و موضوع صحبتش را می‌فهمید، ولی بیشتر حواسش به جمعیت دورتادور زمین و مخصوصاً روس‌ها بود. فقط هفت‌هشت نفر از روس‌ها در جشن شرکت کرده بودند که در ضلع بالا و گوشهٔ سمت راست زمین نشسته بودند. همگی لباس ارتش سوریه را پوشیده بودند. بدون درجه بودن لباسشان آن‌ها را از بقیهٔ جمعیت متمایز می‌کرد. رّد نگاهشان هم بیشتر از آنکه به سخنران برسد، روی ردیف دوم صندلی‌ها و بچه‌های ایرانی بود. هر کسی می‌توانست کنجکاوی را توی چهره‌شان ببیند.